""مثل هر روزی که گذشت روحم رو شکننده و حساس نشون دادم و حس زندگی رو در ظاهرم بوجود اوردم ، پشت محبت خودم رو پنهان کردم و لبخند از سر مهربونی رو نصیب لب هام کردم اما ... این منم که تو اخر شب ، وقتی که تاریکی به همه جا غلبه کرد ، من هم از این پوسته ی دروغین بیرون میام ک بوی مرگ و اون حس منفی توی من پدیدار میشه""
دلنوشته های یه مهربون تنها :))...ما را در سایت دلنوشته های یه مهربون تنها :)) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: چهارشنبه 7 آبان 1399 ساعت: 21:16